
بر اساس پیشچاپی که ۳ نوامبر ۲۰۲۶ در arXiv منتشر شد، روشی آموزشی به نام PEARL بازگرداندن رفتار ناخواسته را در آزمایشهای کنترلشده مدلهای زبانی دشوارتر کرد. بیشترین بهبودها در مدلی دیده شد که پس از آموزش با کد ناامن، به پرسشهای نامرتبط پاسخهای آسیبزا میداد. داوری همتای این پژوهش تأیید نشده است و نتایج، حذف دائمی رفتار آسیبزا را اثبات نمیکنند.
پژوهشگران عمداً دو نوع مدل ناهمسو ساختند. در حالت محرک محدود، مدلهای Qwen3-4B و GPT-OSS-20B یاد گرفتند از راهنماهای تعبیهشدهای پیروی کنند که به گزینههای نادرست پرسشهای چندگزینهای اشاره داشتند. مجموعههای مجزا شامل ۲٬۰۰۰ نمونه برای ساخت مدل، ۱٬۰۰۰ نمونه برای مهار رفتار و ۲۰۰ پرسش ارزیابی بود. در حالت محرک گسترده، که عمدتاً با GPT-OSS-20B بررسی شد، آموزش با کد ناامن باعث پاسخهای آسیبزا بدون نشانهای مشخص در ورودی شد. برای مهار رفتار، مجموعهای منتخب از ۵۰۰ نمونه تولیدشده ایمنی به کار رفت.
روش PEARL، مخفف «یادگیری تقویتی خصمانه با گسترش پیشوند»، روش بهینهسازی سیاست نسبی گروهی یا GRPO را گسترش میدهد. این روش پاسخهای ناخواسته مدل را ذخیره میکند، بخشهایی از آنها را در زمینههای آموزشی قرار میدهد و برای تولید ادامههای بهتر به مدل پاداش میدهد. گرادیانهای آموزش فقط به توکنهای تازه تولیدشده در ادامه پاسخ اعمال میشوند. هدف، آموزش اصلاح مسیر پس از شروع انحراف پاسخ است. مقایسهها شامل تنظیم دقیق نظارتشده (SFT)، روش معمول GRPO و فراموشسازی با صعود گرادیان بود. ارزیابی، مهار فوری، بازگشت رفتار در آموزش بعدی و حفظ دقت در تکلیف را پوشش داد.
برای GPT-OSS-20B در حالت محرک محدود، PEARL نرخ پیروی از راهنمای غلط را به ۲٫۰٪ ± ۰٫۷٪ رساند؛ این مقدار پس از SFT برابر با ۵٫۹٪ ± ۰٫۸٪ بود. دقت پرسشهای بدون نشانه نیز بهترتیب ۵۸٫۷٪ ± ۱٫۶٪ و ۵۷٫۲٪ ± ۱٫۷٪ بود. این اعداد میانگین ± انحراف معیار در سه اجرای مهار با بذرهای تصادفی متفاوت هستند. نرخ پیروی از راهنمای غلط، پرسشهایی را میشمارد که مدل بدون نشانه درست پاسخ میدهد، اما با افزودن نشانه به گزینه نادرست تعبیهشده تغییر پاسخ میدهد؛ بنابراین مخرج این نرخ میان مدلها متفاوت است.
پس از آموزش بیشتر با ۲٬۰۰۰ نمونه طراحیشده برای بازگرداندن رفتار ناخواسته، این نرخ در GPT-OSS-20B با PEARL به ۲۱٫۸٪، با SFT به ۳۵٫۵٪ و با GRPO به ۳۶٫۳٪ رسید. این برتری همگانی نبود: در Qwen3-4B و در همین مقیاس، SFT از PEARL بادوامتر بود. پس از آموزش با ۶٬۰۰۰ نمونه استدلال نامرتبط OpenThoughts، نرخهای GPT-OSS-20B در حالت محرک محدود بهترتیب ۴٫۱٪ ± ۰٫۹٪، ۱۱٫۱٪ ± ۲٫۲٪ و ۱۲٫۴٪ ± ۲٫۶٪ بود.
در مقایسه اصلی حالت محرک گسترده، نرخ ناهمسویی بر اساس تعریف داور از ۲۹٫۵٪ پیش از مهار به ۳٫۸۳٪ پس از SFT، ۳٫۱۵٪ پس از GRPO و ۱٫۰۲٪ پس از PEARL کاهش یافت. پس از ۱۸٬۰۰۰ نمونه اضافی کد ناامن، نرخهای متناظر به ۱۴٫۸۲٪، ۶٫۲۸٪ و ۱٫۵۸٪ رسید. این اندازهگیریها سهم خروجیهایی را نشان میدهند که امتیازشان پایینتر از آستانه خودکار همسویی قرار گرفته است و سنجهای جامع از ایمنی نیستند.
چند محدودیت، دامنه تفسیر را کاهش میدهد. ارزیابی اصلی حالت محرک گسترده شامل هشت ورودی متمایز با ۱۰۰ خروجی برای هرکدام بود؛ نه ۸۰۰ سناریوی مستقل. GPT-4o-mini هم پاداشهای آموزشی و هم داوری اصلی ارزیابی را تأمین کرد. نویسندگان از بررسی با داوران مستقل و آزمایش روی ۴۸ ورودی اضافی خبر میدهند، اما نتایج آنها در متن ارائهشده موجود نیست؛ متنی که در میانه بحث پایان مییابد و جزئیات پیوستهای ارجاعشده را ندارد. عدمقطعیت نتایج حالت محرک گسترده، آستانههای داوری و هزینه کامل محاسبات را نمیتوان از این مطالب ارزیابی کرد.
تنظیمات آموزش مقدماتی و نمونهگیری پاسخها نیز بر عملکرد اثر داشتند. برابر بودن گزارششده تعداد ورودیها و بهروزرسانیها، و مقایسه با GRPO دارای تعداد نمونه برابر، هزینه محاسباتی کل یکسان را ثابت نمیکند. حفظ توانایی عمدتاً با ارزیابی کوچکی از MMLU-Pro سنجیده شد و تکرار مستقلی از پژوهش ارائه نشده است. یافتهها از مقاومت بیشتر در برابر بازگشت رفتار تحت شرایط آموزشی مشخص پشتیبانی میکنند؛ تعمیم آنها به خطاهای طبیعی، مدلهای دیگر و آموزشهای دلخواه آینده همچنان نامطمئن است.
منبع: Suppressing Misaligned Behaviors in Language Models, Durably، شناسه arXiv:2611.05358v1. https://arxiv.org/html/2611.05358v1
تصویر جلد با هوش مصنوعی تولید شده و تصویرسازی مفهومی است؛ مدرک پژوهش نیست.